ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

... غروب
هم نفس گرم جاده خواهم رفت .
پیاده آمده بودم ،
... پیاده خواهم رفت ...

پایگاه قلم

آخرین نظرات

روزی که رود،خالی از احسان و جود بود

مـردی کنـار رود به حـال سـجـود بود


مردی که در مکاشفه از چهره حسین (ع)

مشغول حل مشکل و کشف و شهود بود


دستـی نمـانده بود ولیکن به یک نگـاه

در خـدمتـش تمـامـی بود و نبود بود


دیـگـر تـوان نداشت بیایـد ، برای ماه

آب درون مشـک تمـام وجـود بـود


شرمندگی چکیبد از آن پاره های مشک

وقت غـروب مـاه ،خدایـا چه زود بود


عباس رفت ... علقمه پرشد ز عطر یاس

یاسی که راز روضهء زخمی کبود بود


آندم برای بدرقه ، از دور خیـمه ای

اسپند بود منظره اش غـرق دود بود


***


شاعر کنار درب ورودی آستان

در انتظار لحظهء اذن ورود بود


"قلم"


نظرات  (۱)

  • محمد جواد سالم
  • |بِسْــمِ‍ الله|

    ســلام 

    عالی بود عالی
    پاسخ:
    سلام
    الحمدالله ، تشکر

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی