ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

... غروب
هم نفس گرم جاده خواهم رفت .
پیاده آمده بودم ،
... پیاده خواهم رفت ...

پایگاه قلم

آخرین نظرات


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ


وَ الْعَصْرِ (1)
إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ (2)


صدق الله العلی العظیم


  • ن و القلم ...

نظرات  (۱)

  • ن و القلم ...

  • در آن زمانه که نقش لبم تبسم بود 
    تصورم ز خودم شکلی از توهم بود
    در آینه که دو چشمم به خویش می افتاد
    تمام چهره من در غبار او گم بود
    شکستم آینه را تا شکست خود بینم 
    شکست و دم نزد ، اینبار بار چندم بود
    هزار چهره در آیینه از خودم دیدم
    هزار چهره ... و این بدترین تجسم بود
    ***
    من آن رعیت شهرم که فکر می کردم
    دلیل بستن آب فرات گندم بود ...
    "قلم"

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی